سامانه اطلاع رساني مکانی و برنامه ريزي شهري
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
ماهیت جنش تسخیر وال استریت و فلسفه پیدایش آن

جنش والت استریت نوعی جنبش ضد سرمایه داری و عمدتاَ از طبقه متوسط  است که «جنبش تسخیر وال استریت» نیز نامیده می شود و از سوی نهادهای غیردولتی ساماندهی شده ، با این حال فاقد رهبری خاص می باشد. این جنبش بیشتر در اعتراض به سیاست کاهش خدمات عمومی و کاهش حمایت بخش بانکی ایجاد شده است و همچنین به زمینه ایجاد شده برای سوء استفاده بخش خصوصی از کارگران و کمبود دستمزدها اعتراض دارد. بنا به گفته اعضای این جنبش ، مدل عملیاتی تجمع اعتراضات حرکت ها و تظاهرات فعلی در آمریکا از تظاهرات مردمی در جهان عرب و مدل مفهومی آن از جنبش ضدریاضت اقتصادی اسپانیا و یونان الگو گرفته است. در این تجمع که آرام و بدون هیچ گونه ابراز خشونتی از سوی معترضان بوده، معترضان از مردم آمریکا می‌خواهند برای اعتراض به سیاست‌های دولت آمریکا، به آن‌ها بپیوندند. بررسی گفته‌های معترضین نشان می‌دهد که دلایل اصلی این اعتراضات، بیکاری زیاد ، «طرح نجات بانک‌ها»، «بحران وام مسکن» ونظام دو حزبی می باشد.. بتدریج این جنبش با عناوین جنبش تسخیر در واشنگتن ، اوکلند و بیش از 15 شهر امریکا و همچنین در تعداد زیادی از کشورهای اروپایی که با نظام سرمایه داری اداره می شوند اشاعه یافت.

اصطلاحات کلیدی : وال استریت ، نظام سرمایه داری ، 99 درصد یک درصد  

آنارشيسم و تفکرات جغرافيايی

مقدمه

قرن نوزدهم سراسرانباشته ازشکل گيری انديشه های بوده که از فرجام های مدرنيته بر می خاست. مدرنيته در يک همپوشی با سرمايه داری صنعتی سيطره بر فضا های جغرافيايی را در روند صعودی خود تسهيل نمود و با برجای گذاری اثرات مختلف در اين فضاها ، به تبع  شکل گيری انديشه ها را پيرامون اين آثار سبب گرديد.در اين بين روابط انسان با محيط در ابعاد طبيعی وانسانی با سيطره سرمايه داری و نوآوری های تکنولوژيکی دگرگون گرديد. تکنولوژی در مفهوم گشتل (Ge-Stelle ) خود به ابزاری برای پيشبرد اهداف سرمايه داری تبديل شد(پاپلی يزدی، 1381،23 ). توليد اقتصادی در پيرامون سرمايه داری صنعتی،روندی تکنولوژيک را پی گرفت ومالکيت ابزار توليد در شکل گيری طبقات اجتماعی به اصلی مهم بدل گشت.زندگی اجتماعی نيز در فراگرد اين اصل برکنشی ازتقسيم بندی بالا وپايين را به نمايش گذاشت و مالکيت ابزار توليد جايگاه اجتمايی فرد را درجامعه تبيين می کرد .دولت نيز به عنوان ساختاری مدرن در قالب رهيافت قوانين حقوقی و مدنی ضمن متجانس سازی جامعه، پاسدار برکنش های سرمايه داری بود ؛که در قالب دولت ملی اعمال می شد.

در اين بين خصلت اجتماعی کارهای انفرادی ومستقل از يکديگر در توليد کالايی سرمايه داری در راهبرد بورژوازی صنعتی ،به برابری آنها در يک کليت کار بشری بدل گشته وتنها ارزشمندی محصولات کاری مطرح شد(مارکس، 1379،127).اين خود به انديشه جهان ـ کارخانه در رويکرد استفاده از نيروی کار در بالا بردن بهروری و ناديده گرفتن ارزش افزوده کار منتهی گرديد که در يک قالب اقتصاد کلاسيک سرمايه داری انجام می گرفت.کارکردهای شکل گرفته ازاين انديشه نابرابری اجتماعی را شدت بخشيد وتضاد های طبقاتی را دامن زد. علاوه بر آن شهرنشينی را گسترش داد وفراتر از آن در پيرامون زندگی شهری سبکی رئاليسم را رقم زده که در" اين همانی" (Identity) سرمايه داری  بيگانگی اجتماعی را سبب می شد(Childs,2000,29).مفهوم همياری اجتماعی دربالندگی چرخه توليد- مصرف- سود فراموش گرديدو مهم تر از همه داروينيسم اجتماعی در پردازش جوامع بکار گر فته شد.اين تنگنا ها در پيدايش و تکوين انديشه های چپ راديکال موثر واقع شد ودر خلال نابرابرها در فضاهای جغرافيايی و واکنش متقابل اجتماعی، گسترش اين انديشه ها را تسهيل نمود .

آنارشيسم(Anarchism) يک گونه از اين انديشه ها و متاثر از وضع موجود بود ؛که در ايده آليسمی ذهنی برای بهبود اين وضعيت تلاش می کرد.آنارشيسم در پيرامون مباحثی کليدی، عمل گرايی مبارزه جويانه خود را به نمايش گذاشت .هر چند درفرجامی ديگرگونه گرفتارآمد ولی بذری پاشيد که امروزه از آن جوانه هايی سر بر آورده است،و فضاهای جغرافيايی را در برکنشی از خرده جنبش های اجتماعی تحت تاثير قرار داده است.جنبش های همچون، جنبش محيط زيست گرايی، مدافعان صلح ،ضد جهانی شدن ونظير اينها از جمله جنبش های هستند ،که در کندوکاوی می توان ريشه های آنها را در آنارشيسم بازيافت (قادری،1380 ، 7). امروزه  هواخوهان راستين انگاره های آنارشيستی همانا انسان های صلح جو هستند،ايشان ديگر نه بمب می سازند ونه توده ها را برمی انگيزند.سلاحشان چيزی نيست جز استدلال فرد گرايانه،تلاش برای اقناع، تعليم و تر بيت وتبليغات  (شوارتس منتل،1378،291).از اين رو لازم می آيد چشم انداز اين انديشه در تباری تاريخی در فضای جغرافيايی بررسی گردد و امتدادی از اين افق در حال شکست ناپذير پسامدرن مشخص شود.

 

 

 تاريخچه آنارشيسم

انديشه آنارشيسم در فضای مدرنيته اوليه(Early Modernity) در زمانی که دولت های مدرن روند رو به رشد خود را آغاز کرده وانحصار اعمال قدرت را درفضای سرزمينی به دست آورده بودنند؛شکل گرفت. دولت مدرن که تبلور مطلق گرايی روح بشری فلسفه هگل بود،همپوشی گسترده ای با هويت طبقاتی حاصل از سرمايه داری داشت(بشيريه،1379،61 ).رنج ها و آلام انسان مدرن در وصال به عدالت وآزادی در کژ راهه سرمايه داری بر پايه داروينيسم گرفتار آمد.دراين ميان آنارشيسم با ريشه در سوسياليسم اتوپيايی (Utopian Socialism) درتلاش برای دستيابی به پارامترهای انسانی فراگرد انديشه ژوزف پرودون(Joseph Proudhon) فرانسوی تبلور يافت.پرودون با اصل مالکيت،نظام حکومتی،تحميل انطباط بر مردم وبهره کشی جامعه از فرد مخالف بود.او با مطرح کردن انقلاب جاويد درنيمه سده نوزدهم، اقدام عملی را در مبارزه با دولت مدرن تنها دراين رهيافت می داند(آرنت،1377،72 ).هرچند پيش از پرودون ،انديشه کسانی چون ويليم گدوين(William Godwin) وماکس اشتيرنر(Max Stirner) در چارچوب آنارشيسم مطرح بوده، ولی از آنجا که پرودون ازچکيده افکار وآرای عصر خود کاملا" آگاهی داشت ودر بيان انديشه خود دارای کلام وآهنگ خاصی بود؛و در بسط انديشه آنارشيستی تلاش بسياری کرد،جزوی بنيانگذاران آنارشيسم محسوب گرديد(ارون،1358،48).

بعد از پرودون، انديشمندان ديگری در تحکيم انديشه آنارشيسم وشکل دهی به گونه های اين نحله فکری تلاش کردند.روند گسترش آنارشيسم در فراگرد گونه های مختلفی شکل گرفت.که در انديشه های ،باکونين(Bakounin) ،کروپوتکين(Kropotkin)به عنوان برجستگان اين مکتب ريشه داشت. جدول يک گونه شناسی آنارشيسم کلاسيک را بيان می کند.

بطور کلی تا ريخچه آنارشيسم به پنج دوره تقسيم می شود: از شرکت اصول تعاون پرودون در مباحثاتی که به تاسيس بين الملل اول انجاميدتا جدا شدن از مارکسيست ها پس ازکنگره لاهه درسال 1872ميلادی،آنارشيست ها در پی آن بودنند که اهداف انتر ناسيوناليستی خود را در همکاری با ديگر سوسياليست ها تحقق بخشند. از سال 1872تا گنگره معروف بين الملل سياه درسال 1881کوشيدند تا يک بين الملل آنارشيستی خاص به وجود آورند.در دوره سوم از 1890تا1896آنارشيست ها تلاش خود را برای جای پايی در بين الملل دوم سوسياليستی متمرکز کردند.با اخراج آنان از کنگره سوسياليست لندن درسال 1896 مرحله طولانی تری آغاز شد؛که در طی آن در پی ايجاد سازمانی منحصر به آنارشيست ها بر آمدند. اين مرحله با درگرفتن جنگ جهانی اول در سال 1914 خاتمه يافت.آخرين مرحله از 1919تا1939زير سيطره پيروزی" آنارکو-سنديکاليست" ها بود(وودکاک،1368،322 ).اما امروزه نيز در پراکنش های عصر پسامدرن ما شاهد آن هستيم ؛که ايدئولوژی آنارشيسم در يک همپوشی با نئو مارکسيسم در جنبش های اجتماعی اين عصر تبلور يافته است. اين ايدئولوژی در فراگرد جدال با سرمايه داری سازمان نايافته که امروزه گستره ای جهانی يافته است نماد می يابد(Peactt,2003,1-4) وگاه در جلوه ای از" آنارشيست-سرمايه داران" قابليت پارادوکس پذيری عصر پسامدرن را به نمايش می گذارد؛که درآن بازار را بديل دولت توصيه می کند،و خواستار آن است که حراست از حقوق طبيعی فرد به وسيله شکلی از بيمه خصوصی تامين شود(.(Taylor,1982,59  

 

ب